السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

65

تفسير الميزان ( فارسي )

دست حكومتهاى باصطلاح اسلامى ناقص گردانيده ، و هيچ حكمى باطل و هيچ حدى ساقط نشد مگر آنكه باطل كنندگان و ساقط كنندگان آن ، همين را بهانه كردند كه : دين تشريع نشده مگر براى صلاح دنيا و اصلاح حال بشر ، و اين حكمى كه ما در مقابل حكم شرع ، تشريع كرده‌ايم براى اصلاح بشر امروز بيشتر مؤثر است . در آخر ، كار اين دست اندازىها به جايى رسيد كه بعضى گفتند : تنها غرض از شرايع دين ، اصلاح دنيا به وسيله اجراى آن است ، و چون دنياى امروز سياست دينى را نمىپذيرد و نمىتواند هضم كند ، نيازمند وضع قوانين ديگرى است ، كه تمدن امروز آن را بپسندد ، و اجرايش كند . از اين بالاتر كار به جايى رسيد كه بگويند اصولا منظور از برنامه هاى دينى و عمل به آن ، اين است كه دلها پاك شود ، و بسوى فكر و اراده صالح هدايت گردد ، و امروز كه دلها به وسيله تربيت اجتماعى بسوى خدمت به خلق هدايت شده ديگر احتياجى به پاك شدن بوسيله امثال وضو و غسل و نماز و روزه ندارد . حال اگر خواننده عزيز در اين سخنان و امثال آن - كه از حد شمارش بيرون است - دقت نموده ، آن گاه در جمله « * ( فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَه مِنْه ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغاءَ تَأْوِيلِه ) * . . . » تامل كند ، هيچ شكى در درستى گفتار ما برايش باقى نمىماند ، و بطور قطع حكم مىكند به اينكه تمامى فتنه ها و محنتها كه گريبان اسلام و مسلمين را گرفته ، منشاى بجز پيروى متشابه و تاويل كردن قرآن ندارد . و همين ( البته خدا داناتر است ) سبب شده است كه خداى تعالى اين چنين در اين باب سختگيرى را تشديد نموده در نهى از پيروى متشابه به منظور فتنه جويى و تاويل و الحاد در آيات خدا و بدون علم در آيات خدا سخن گفتن و راه شيطان را پيروى نمودن ، مبالغه نمايد ، چون رسم قرآن چنين است . كه در مورد گناهانى مبالغه كند كه ارتكاب آن گناهان اثر فورى در هدم و از بين بردن اركان دين دارد ، و بنيه دين و نيروى آن را تحليل مىبرد ، هم چنان كه مىبينيم در مورد دوستى با كفار و نيز امر به دوستى اهل بيت پيامبر ، و در خانه نشستن زنان پيامبر ، و نهى از معامله ربا ، و امر به اتحاد كلمه در دين ، و امثال اين تشديد فرموده است . حال بايد ديد علاج دلهايى كه منحرف هستند و همواره دوست مىدارند فتنه جويى كنند چيست ؟ . بايد دانست منشا اين بيمارى ميل به دنيا و اعتماد كردن به آن و دلدادگى به زندگى آن است و اين آلودگى را از دلها نمىشويد مگر ياد روز حساب ، هم چنان كه خداى تعالى اين